از دل تا قلم
به نام خدای بلندآسمان
آتشی که نمى سوزاند
" ابراهیم " را
و دریایى که غرق نمی کند
" موسى " را
کودکی که مادرش او را
به دست موجهاى " نیل " می سپارد
تا برسد به خانه ی تشنه به خونش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
آیا هنوز هم نیاموختی ؟!
که اگر همه ی عالم
قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ، " نمی توانند "
پس
به " تدبیرش " اعتماد کن
به " حکمتش " دل بسپار
به او " توکل " کن
و به سمت او " قدمی بردار "
تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشین.
چه زود دیر شد 6 ماه از دوران پر از شادی و لذت با تو بودن تموم شد و من
همچنان محو تماشای تو دیدم ،
که من خاص نیستم
ولی...
خدا خیلی خاص ، که من رو انتخاب کرد برای اینکه ما کنار هم
باشیم...
خدای مهربونم سپاس.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


از دل تا قلم
