عدنانعدنان، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره

عدنان زیباترین لبخند خدا

تعطیلات عید

1390/1/1 23:15
172 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به خدای مهربانی های بی بهانه، سلام به قند عسل مامان و بابا

از امروز تعطیلات عید شروع میشه . اولین روز عید ما رفتیم خونه مامی جونی وددی بعد از تبریک عید وآرزوی سالی خوش برای هم دیگه با اونها خداحافظی کردیم قرار بود فردا خانواده من برن اصفهان و مامی جونی با مامان فرزاد این 13 روز عید رو تقسیم کرده بودن که هفته اول رو مامان من میره مسافرت و مامان فرزاد از من مراقبت میکنه و هفته دوم مامان فرزاد میره مسافرت و بالعکس .خلاصه مامی جونی بعد از کلی سفارشات که مواظب خودم باشم این آخرین روزها و اگه دیدم نیازی هست بهش خبر بدم وکلی صحبت از هم دیگه جدا شدیم ولی دلهامون پیش هم بود و دلتنگ هم هر چی باشه مادره و و نگران بچه اش ولی همش این جدایی چند روز بیشتر نبود .من با مامان فرزاد هم خیلی راحت بودم و اون هم چون مادری مهربان و دلسوز این 9  ماه  خیلی مواظب من بود و این آخرها هم بیشتر هوای من و نوه اش رو داشت (دوستت دارم آنه ، مامان توران نازنین ، فرشته روی زمین ) . بعدش هم طبق عادت هر سال که شام یا نهار خونه بابای فرزاد میریم امسال هم شام اونجا بودیم و همه فامیلهای پدری بابا فرزاد هم شام دعوت بودن . و اولین روز عید به خوشی تمام شد دیدو بازدید عید ما هم تمام شد و امسال به خاطر وضعیت من هیچ جا دید و بازدید نرفتیم . بقیه تعطیلات رو خونه موندیم و امسال اولین سالی بود که تونستیم تمامی برنامه های نوروز رو از تلویزیون ببینیم یکی ازسریالهایی که منو بابات خیلی دوست داشتیم و توی این تعطیلات پخش می شد ( سریال پایتخت از شبکه یک سیما و سریال موج و صخره از شبکه پنج سیما ) بود . ولی واقعاٌ دیگه آخرین روزها منو و بابات کم طاقت شده بودیم و دیگه کم کم داریم شماره معکوس رو برای اومدنت میشماریم تازه بعد از اومدن پسرمون عید زیبای ما شروع میشه ....آخ جــــــــــــــــــــون همش 24 روز مونده طبق روزی که دکتر برای سزارین مشخص کرده....

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)