عدنانعدنان، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 17 روز سن داره

عدنان زیباترین لبخند خدا

از دل تا قلم

به نام خدای بلندآسمان   آتشی که نمى سوزاند " ابراهیم " را و دریایى که غرق نمی کند " موسى " را کودکی که مادرش او را به دست موجهاى " نیل " می سپارد تا برسد به خانه ی تشنه به خونش دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد آیا هنوز هم نیاموختی ؟! که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند و خدا نخواهد ، " نمی توانند " پس به " تدبیرش " اعتماد کن به " حکمتش " دل بسپار به او " توکل " کن و به سمت او " قدمی بردار " تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا ب...
3 مهر 1390

پیش به سوی 5 ماهگی

مثل مداد باش....     پسرک وارد اتاق شد و دید پدربزرگش مشغول نوشتن است.     پرسید: «پدربزرگ، درباره چه می نویسید؟» پدربزرگ جواب داد: «درباره ی تو پسرم. اما مهمتر از نوشته ام،  مدادی است که با آن می نویسم.    می خواهم وقتی بزرگی شدی مثل این مداد بشوی.»   پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید.    گفت: «این هم مثل بقیه ی مدادهایی است که دیده ام.»    پدربزرگ گفت: «بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی.  در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، در بقیه ی عمر...
30 مرداد 1390

بابایی تولدت مبــــــــــــــــــــــــــــــــارک

قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست با شکوه ترین روز دنیا تولد توست پس برای ما بمان و بدان که عاشقانه دوستت داریم از طرف : مامان هانی و عدنان پسری         امروز هر سه باهم رفتیم رستوران ژوانی و تولد بابا فرزاد و سالگرد ازدواج مون ،   هر دو رو جشن گرفتیم کلی هم بهمون خوش گذشت .   خیلی دوست دارم عزیزم در قلبمی عشقمی   ...
14 مرداد 1390

پنجمین سالگرد ازدواج مامان هانی و بابا فرزاد

به نام نامی اش یکتای مهربان       عشق،عشق می آفریند. عشق زند گی می آفریند. زندگی رنج به همراه دارد. رنج دلشوره می آفریند. دلشوره جرات می بخشد. جرات اعتماد به همراه دارد. اعتماد امید می آفریند. امید زندگی می بخشد. زندگی عشق می آفریند. عشق عشق می آفریند در زندگی روزمره ما آدمها، عشق به بسیاری ازچیزهای اطرافمان حس میشود ،مانند عشق به طبیعت و موجودات جاندار ،عشق به خانواده ، عشق به همســـــــــــــــــــــرو عشق به فرزنـــــــــــــــــــــــــــد و اینبار بعد از 5 سال زندگی مشترک و پر از عاشقانه های سبز بین من و فرزاد خدای خوبیها و مهربانیها امسال عشق شیرینی به زندگی...
12 مرداد 1390

عدنانی 4 ماهه شد

به نام احد مهربان   آخ جون جیگیلی بالام داره هر روز بزرگتر و بزرگتر میشه . پسرم داره دیگه کم کم خودش رو کشف میکنه . یه روز دستهای زیباتو کشف کردی و امروز پاهای کوچولو اما توانمندت رو کشف کردی و کم کم میفهمی خدا چه اعضای زیبا و سالمی به تو بخشیده و این بهترین و دوست داشتنی ترین لحظات زندگی برای من و بابات هست .دیگه داری کم کم اطرافیانت رو میشناسی و با دیدنشون لبخند مهربونی میزنی و این لبخند تو رو دوست داشتنی تر میکنه . آخ من قربون اون برق چشات بشم که دل منو میبری . هر چی بگم دوســــــــــــــــــــــــــــــت دارم کم گفتم .         ...
10 مرداد 1390

3 ماهگـــــــــــــــــــــی ات مبارک

خــــدای من شکرت   ای زیباترین ترانه هستی                                         ما هگی ات مبارک .       لبخند بزن عزیزم لبخند تو چه زیباست لبخند تو برایم شیرین تر از مرباست لبخند تو بهشته این کار سرنوشته چی میشه که ببینم روی تو ای فرشته دنیای من قشنگه روزاش چه رنگارنگه آخه عزیز جونم داره برام میخنده     همیشه احساس خوبی دارم وقتی به...
20 تير 1390

باباهای مهربون روزتون مبارک

به نام خداوندی که بهترین ها را خلق می کند ( مثل بابا فــــــــــــــــــرزاد )       عدنان جان سلام پسرشیر مَردَم . امروز روز تمام باباهای مهربون و دوست داشتنی یه . بابا فرزاد هم یه بابای مهربون و دوست داشتنی برای پسر نازش و یک همسر نمونه برای منه و همیشه احساس خوبی دارم وقتی به چشمهای مهربون بابات نگاه میکنم و حتما تو هم این حس خوب بودن و دلسوز بودن بابا فرزاد رو نسبت به من و خودت حس میکنی .                               خوش به سعادتت که نامیده اند نام ...
26 خرداد 1390

وقتی عمو فــــــــــــــــــــــــــــــرشاد کوچک بود

به نام خداوند سال و ماه   پسرم اینبار صحبت از 29 سال پیشه. ولی ماه و روز دقیقش رو نمیدونم . پسرم عکسی رو که میبینی این لباس بچگی های بابات بود که آنه با سلیقه اونو نگه داشته بود و داد به من . من هم به تو پوشوندم و از تو عکس گرفتم . ولی عکسی از بابات تو آلبومهای قدیمی با این لباس پیدا نکردم ولی عمو فرشاد وقتی نی نی بود کلی با این لباس عکس داشت . تو هم بچگی هات خیلی شبیه عموی مهربونت هست مثل عموت تو هم دو تا کاکل داری . فکر کنم جدیداٌ حلال زاده به عموش میره تو هم چون دایی نداری پس حتماٌ همین طوره .     ...
26 خرداد 1390